خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ سپتامبر, 2009

در راستای خواب دیدن

این پست رو یادتون میاد ؟
هر کاری که کردم نتونستم اون خواب رو که برام خیلی ارزشمند بود به یاد بیارم …
اما امروز طی یه اتفاق خیلی ساده و شاید پیش پا افتاده دقیقا خوابم اتفاق افتاد . تازه بعد از اتفاق
افتادنش یادم اومد که این ماجرا رو مدتها پیش توی خواب دیده بودم [...]

نوشته را کامل بخوانید »

خیلی عجیب هستم ؟

آدم خـــــــــیلی عجیب غریب و بی کله ای هستی ، کارهایی میکنی که از یه آدم عاقل و توی سن و سال تو بعیده .
هر روز و هر ساعت این جمله ها رو به اشکال مختلف و از زبون ادم های مختلف میشنوم .
جالب این جاست که هر چی بیشتر میشنوم ، به قول خودشون [...]

نوشته را کامل بخوانید »

عنصر بیگانه

به محض اینکه رازی میان دو عاشق به وجود آید،به محض اینکه یکی فکرش را از دیگری پنهان کند،جذابیت عشق ازمیان می‌رود وسعادت ویران می شود…..پنهان کاری عنصری بیگانه وارد عشق می کند که ماهیت آن را تغییر می دهد و پلاسیده اش می کند.
آدلف / بنژامن کنستان / مینو مشیری

نوشته را کامل بخوانید »

یک بعد از ظهر پاییزی

گاهی مرور کردن خاطرات خیلی سخته و تلخ .
هرگز فکر نمیکنی اینکه بخواهی برگردی پشت سرت رو نگاه کنی ، به پل هایی که ویران کردی یا راه
هایی رو که ساختی فکر کنی این قدر سخت باشه که کمرت رو زیر بارش خم کنه .
کاری کنه که یه پرده جلوی چشمات [...]

نوشته را کامل بخوانید »

پلان آخر

و کارگردان به هم رسیدن ما را در پلان آخر گذاشته بود .

نوشته را کامل بخوانید »

ترین های من !

توی بلاگ مهدا یه بازی برگذار شده بود که هوس کردم شرکت کنم.
این شما و این هم بازی من :

نوشته را کامل بخوانید »

بیهوده زیباست شب ؟!؟

اگر که بیهوده زیباست شب
برای چه زیباست شب … ؟
برای که زیباست … ؟
شب و رود بی انحنای ستارگان
که سرد می گذرد
و
سوگواران دراز گیسو بر دو جانب رود
یاد آورد کدام خاطره را
با قصیده نفسگیر غوکان
تعزیتی می کنند
به هنگامی که هر سپیده
به صدای هم آوازِ دوازده گلوله
سوراخ می شود .. ؟

اگر که بیهوده زیباست شب
برای چه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »