برگهها
آنچه بر من گذشت :
دسته ها :
دوستان :
- a Director
- My daily life
- NikWell`s Day
- فریدون مشیری
- متروک شده
- چند قدم مانده تا او
- نوع سوم
- چکاوک
- ویولت
- وبلاگ سیروس
- یادداشت های امین هاشمی
- یادداشت های دادو
- پاره پاره
- پدرام روزانه
- پسری از گیلان
- آرشا
- بهار من
- بابا جون
- بدنویس
- ترنم باران
- دلمشغولی های روزانه یک دیپلمات
- دنیای کوچک یک چلچله
- دوستت دارم و تاوان آن …
- روياها و زندگي يك دختر شگفت انگيز !!!!
- رویاهای کاغذی
- رویای من
- روزنوشت های یک Teenager
- سهراب سپهری
- شاد افسرده
- صدای باران
-
دوست تر داشته اید :
-
بیشترین کلیک شده ها :
-
عکسهای هنری
More Photos

وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها…
مثل همیشه آخر حرفم
وحرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
دردل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درستمثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شاید
امروزنیز روزمبادا
باشد!
وقتی تونیستی
نه هست های ما
چوانکه بایدند
نه بایدها…
هرروز بی تو
روز مباداست!
<< قیصر
قطار مي رود،تو مي روي
تمام ايستگاه مي رود…
و من چقدر ساده ام که سالهاي سال
در انتظار تو کنار اين قطارِ رفته ايستاده ام
و همچنان به نرده هاي ايستگاه رفته
تکيه داده ام .
خيلي خيلي خيلي قشنگ بود.

از ته دل گفتم.
ع ش ق
دل منم خیلی عشق رو دوست داره… ولی کسی که عاشق باشه رو دیوانه می نامند!
لب آدمی فریاد برمی آورد؛ روح آدمی به لابه از ما می خواهد آزادش کنیم؛ اما ما اعتنایی به این فریادها و استغاثه ها نداریم، زیرا نه می شنویم و نه می فهمیم. از طرفی آدمی را که می شود و می فهمد، دیوانه می نامیم و از او می گریزیم.
-
ممنون عزیزم از زحمتی که کشیدی .
تشکر زیاد !
+ پاپ و چاچ و ژاز ! دلنشین تر میشه چرا که ایرانی میشویم.
دوسِشون دارم . هم قیصر و هم شعر و هم عین و شین و قاف