خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دسته‌ی ‘برگزیده ها’

باید راهی ساخت

برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد . زیرا آنها بر این باورند که :
- یا راهی خواهند یافت .
- یا راهی خواهند ساخت .

نوشته را کامل بخوانید »

عین … شین … قاف

جز همین سه حرف ساده میان تهی :
عین و شین و قاف
من ، چیز دیگری سرم نمی شود .
راستی !
من سرم نمیشود ، دلم که می شود .
“قیصر امین پور “
.
.
.
پ.ن :
توی این روزها علی با این پستش بد جوری منو یاد قیصرامین پور انداخته .
ممنونم علی  عزیز .

نوشته را کامل بخوانید »

آرام باش

آرام باش عزیز من ، آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب ،برق و بوی نمک ، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می رویم ، چشم هایمان را می بندیم ، همه جا تاریکی است

آرام باش عزیز من ! آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم  و تلالو آفتاب را می بینیم .
زیر بوته ای از [...]

نوشته را کامل بخوانید »

چاله های عمیق !!

نیاز به یک کلمه دارم
کلمه ای که مرا از روی زمین بردارد .
من مثل ساعتی مریضم
و به دقت درد میکشم .
سکوت تانکی است
که بر زمین فکر هایم میچرخد و علامت میگذارد .
از روی همین علامت ها دکتر نقشه جغرافیایی روحم را روی میز میکشد
و با تاثر دست بر علامت ها میگذارد :
- چه چاله های [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دیوانه بمانید !

دیوانه بمانید ، اما مانند عاقلان رفتار کنید . خطر متفاوت بودن را بپذیرید ، اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید .
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد / پائولو کوئلیو

نوشته را کامل بخوانید »

عنصر بیگانه

به محض اینکه رازی میان دو عاشق به وجود آید،به محض اینکه یکی فکرش را از دیگری پنهان کند،جذابیت عشق ازمیان می‌رود وسعادت ویران می شود…..پنهان کاری عنصری بیگانه وارد عشق می کند که ماهیت آن را تغییر می دهد و پلاسیده اش می کند.
آدلف / بنژامن کنستان / مینو مشیری

نوشته را کامل بخوانید »

بگذار تا که بشنوی …

بگذار سر به سینه‌‌ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده‌ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه‌ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته‌جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آنچنان که اگر ببینمت به کام
خواهم که [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »